السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
339
جواهر البلاغة ( فارسى )
7 - و منها الجناس المركب و الجناس الملفّق . فالأول ما اختلف ركناه افرادا و تركيبا فان كان من كلمة و بعض اخرى سمّى مرفوّا . 7 - و قسمتى از جناس ، جناس مركب و جناس ملفق است . پس اول ( مركب ) جناسى است كه دو ركن آن از حيث مفرد و مركب بودن متفاوت باشد . آنگاه اگر آن مركب از يك كلمه و قسمتى از كلمهء ديگر تركيب يافته باشد « مرفوّ » ناميده مىشود . مانند سخن حريرى : و لا تله عن تذكار ذنبك و ابكه * بدمع يضاهى المزن حال مصابه « 1 » و مثّل لعينيك الحمام و وقعه * و روعة ملقاه و مطعم صابه و از يادآورى گناهت غافل مشو و بر آن گريه كن با اشكى كه مانند ابر در حال ريزش است ، و براى دو چشمت مرگ و رخدادنش را ترسيم كن و هراس ملاقات و مزهء تلخش را . در اين شعر « مصاب » در پايان بيت اول ، مصدر به معنى ريزش است ؛ و « صاب » به معنى عصارهء تلخ رختى ويژه است . در پايان بيت دوم ميم « مطعم » با « صابه » تركيب مىگردد ( م + صابه ) و جناس مرفوّ شكل مىگيرد . و در فارسى مانند : از چه گاه غم ندارى ميل جام * توسن غم را ز جامى كن لجام و ان كان من كلمتين فان اتّفق الركنان خطا سمّى مقرونا . و اگر مركب از دو كلمه تركيب يافته باشد و دو ركن جناس ( دو كلمهء متجانس ) در نگارش يك جور نوشته شود ، اين جناس مقرون نام مىگيرد . مانند سخن او :
--> ( 1 ) - مقامات حريرى ، مقامهء 21 ، ص 170 حافظ گفته است : سرشك گوشهگيران را چو دريابند دُر يابند * رخ مهر از سحرخيزان نگردانند اگر دانند و سعدى سروده است : هر خم از زلف پريشان تو زندان دلى است * تا نگويى كه اسيران كمند تو كماند